الشيخ رسول جعفريان

83

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

ناصبيا نوشت كه در ردّ كسانى بود كه نظرى بر خلاف رأى او داشتند . « 1 » مسئله تكفير و تنجيس در عمل نيز مورد استفاده بود . زمانى كه در سال 906 شاه اسماعيل به شروان حمله برد و قاتلان اجدادش را با خشونت از ميان برداشت « صحيح القولى از زبان جلودار محمد يوزباشى روملو نقل نمود كه بعد از اين فتح ، خاقان سكندر شأن بفرمود كه چون شروانى سنىاند ، مال ايشان نجس است ، تمامى را در آب اندازند . صوفيان حتى اسب و استر آن جماعت را در آب انداختند » . « 2 » نفحات اللاهوت فى لعن الجبت و الطاغوت در شمار آثارى است كه در اوايل عصر صفوى نگاشته شده و به دليل آن كه نويسندهء آن محقق كركى از علماى برجستهء اين عصر بوده ، شهرت فراوانى يافته است . اين شهرت تا به آن حد است كه در همين رسالهء احكام الدينية از آن ياد و نكوهش شده است . اين اثر كه چاپ نيز شده ، در همان دوره مكرر به فارسى ترجمه شده است . طبيعى است كه صدور فرمان جنگ از سوى شاه ايران يا خليفه عثمانى ، مىبايد مستند به يك فتوا باشد تا در ميان سربازان مسلمان قابل قبول باشد . به همين دليل در هر دوسوى فتواى تكفير براى تجويز قتل طرف ديگر لازم بود . در اين ميان ، كار شيخ‌الاسلامان در دوسو اين بود تا به خواست خود يا به خواست سلطان ، فتوايى در اين باره صادر كنند . يكى از مشهورترين اين فتواها ، فتواى نوح افندى در تكفير شيعه ، وجوب قتل آن‌ها و ثواب آن بود . نوح افندى در سال 1048 هجرى ، فتواى كفر شيعه و جواز قتل آن‌ها را صادر كرد . احتمالا همان زمان عالمان برجسته و مسن‌ترى هم در عثمانى بودند كه با فتواى وى موافقت نداشتند . نوح افندى در سال 1070 درگذشته ، اگر هشتاد سال هم عمر كرده باشد زمان صدور فتوا تنها 58 سال داشته است . بنابراين طبيعى است كه چهره‌هاى برجسته‌ترى در آن روزگار در دربار عثمانى بوده‌اند ، اما او متكفل اين فتوا شده است . « 3 » صورت فتواى نوح افندى چنين است . اعلم أن هؤلاء الكفرة و البغاة الفجرة ، جمعوا بين أصناف الكفر و البغى و العناد ، و انواع الفسق و الزندقة و الالحاد ، و من توقف فى كفرهم و الحادهم و وجوب مقاتلتهم و جواز قتلهم ، فهو كافر مثلهم و سبب وجوب مقاتلتهم و وجوبهم البغى و الكفر . اما البغى فانهم خرجوا عن طاعة الامام - خلّد الله سلطانه - الى يوم القيام و قد

--> ( 1 ) . نك : جزائرى ، الاجازة الكبيرة ، مقدمه ، ص 57 ( 2 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، ص 61 - 62 ( 3 ) . طباطبائى ، موقف الشيعة تجاه الخصوم ، تراثنا ، ش 6 ، ص 39